الشيخ أبو الحسن المرندي

363

مجمع النورين

يا ولى الله بيرون برو وبا دشمنان خدا جنگ كن كه ديگر جايز نيست نشستن از براي تو به امر الهى يكى ديگر علم آن حضرت است كه افتاده است وهر وقت كه خداوند عالم مصلحت در ظهورش مىداند علم را امر مىكند كه خود به خود بر مىخيزد وعرض مىكند كه اى ولى خدا برخيز وظاهر شو واما علامت عامه أو چند است أول خروج سفيانى شهرها را خراب مى كند در ماه رجب ظاهر مىشود ونجف اشرف را خراب مى كند ومدينه را تا سه روز تاراج مىكند ودر كوفه منزل مىنمايد ومدت سلطنت أو هشت ماه مىكشد وپنج شهر مسخر مىنمايد دمشق حمص وفلسطين واردين وقلزين وزوال ملك أو متصل به ظهور قائم وجمع كثير از لشكر أو در وادى پيدا كه نزديك مدينه است فرو مىرود دويم خروج شعيب بن صالح نامى است از شهر سمرقند سيوم خروج عوف نام مسلمى است در زمين جزيره وجاى أو در مكاني است كه اسم أو كربت است در مسجد دمشق كشته مىشود چهارم خروج حسنى است كه اسم أو حسن است در مكة بالاى حجر الأسود كشته مىشود وبعد از كشتن أو به پنج روز مهدى آل محمد ظهور مىكند پنجم اختلاف بنى عباس در ملك وسلطنت ششم گرفتن آفتاب در نيمه ماه رمضان وگرفتن ماه است در آخر هر دو به خلاف عادت هفتم فرو رفتن لشكر سفيانى است به زمين وفرو رفتن جمعى است در مغرب زمين هشتم ايستادن آفتاب است از أول ظهر تا وقت عصر در ميان آسمان نهم بيرون آمدن آفتاب است از طرف مغرب وشايد مراد خود آن حضرت باشد چنانچه در حديث وارد است دهم سر بريدن مردى است كه سيد هاشمي است در ميان ركن ومقام يازدهم خروج شخصي است در يمن كه أو را يماني گويند وخروج شخصي است در مصر كه أو را مغربى گويند ومالك مىشود شام وأطراف شام را ظاهرا محمد على پادشاه عجم است دوازدهم غلبه كردن ديلمانى است بر رى چنانچه در مراصد الاطلاع في معرفة الأمكنة والبقاع وارد است كه ديلمان